معنی فریدونکار
5 بازدید
[ فِ رِ ] (ص مرکب) آنکه کار و بارش چون فریدون بود در پیروزی و کامیابی : جم سیر و سام رزم و دارابزمی رستم کرداری و فریدونکاری. فرخی.
کلمات همقافیه با «فریدونکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر