معنی فرکلس
8 بازدید
[ فِ رِ لِ ] (اِخ) والی سلوکی فارس که در آغاز کار اشکانیان بر آن ایالت فرمان میرانده است. (از ایران باستان پیرنیا ج ۳ ص ۲۱۹۷).
کلمات همقافیه با «فرکلس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لس» برای سرودن شعر