معنی فروشیدن
5 بازدید
[ فُ دَ ] (مص) فروختن. (آنندراج): زودتر استر فروشید آن حریص یافت از غم وز زیان آن دم محیص. مولوی (از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «فروشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر