معنی فروشی
5 بازدید
[ فُ ] (ص نسبی) قابل فروش. فروختنی. درخور فروش. مال فروش. برای فروش. (از یادداشتهای مؤلف).[ فْرَ / فَ رَ وَ ] (اِ) فروهر. فره وشی. رجوع به فره وشی و فروهر شود.
کلمات همقافیه با «فروشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر