معنی فروشک
5 بازدید
[ فَ شَ ] (اِ) بلغور است و آن غله ای باشد که در آسیا اندازند تا خرد شود و بشکند. (برهان). و از آن طعام کرده بخورند. (آنندراج) (انجمن آرا). بلغور. (از فرهنگ اسدی). رجوع به فروشه شود.
کلمات همقافیه با «فروشک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شک» برای سرودن شعر