معنی فروردگان
5 بازدید
[ فَ رْ وَ دَ ] (اِ مرکب) (از: فرورد + گان پسوند نسبت) در پهلوی فرورتیکان . فروردگان به دو جشن اطلاق شده است: یکی جشنی است که در پنج روز آخر سال (یا ده روز با احتساب پنج روز اضافی) به یاد فروردها یا فروهران، درگذشتگان برپا میکردند و آن را به همین مناسبت فروردگان یا فروردیان میگفتند و پارسیان هند مقتادگویند. آخرین بار هنگام جشن مزبور را در پایان اسفندارمذماه قرار دادند. بیرونی در آثار الباقیه ص ۲۳۸ گوید: مردم خوارزم «در پنج روز آخر اسبندارمجی (اسپندارمذ) و پنج روز لاحق که از پی آنها آیند مانند مردم فارس در ایام فروردجان عمل کنند از نهادن غذاها در دخمه ها برای روانهای اموات». و فروردگان حقیقی همین است. دوم، روز فروردین از ماه فروردین (نوزدهم این ماه) که طبق قاعدهٔ کلیه (تطبیق نام روز با نام ماه) جشنی میگرفتند. بیرونی در آثار الباقیه ص ۲۱۹ گوید: «روز نوزدهم (از ماه فروردین) و آن فروردین روز است و موسوم است به فرودگان بمناسبت موافقت اسم آن و اسم ماهی که روز مزبور در آن واقع شده و این برای ایرانیان در هر ماهی صورت پذیرد. در این جشن پارسیان در دخمه ها چوب صندل بخور میدهند و موبدان با نذور میوه و گل مراسم آفرینگان بجای می آورند. این جشن شبیه عید توسن نزد عیسویان کاتولیک است که در اول ماه نوامبر عید اموات شمرده می شود. (از حاشیهٔ برهان چ معین از خرده اوستا تألیف پورداود صص ۲۰۹-۲۱۰). خمسهٔ مسترقه را گویند، یعنی پنج روز آخر سال و این پنج روز را فارسیان بغایت معتبر دارند و جامه های نفیس پوشند و جشن سازند و عطریات بسیار بکار برند و تنعمات کنند و میوه های لطیف خورند و به آتش خانه ها روند و گاهنبار همسپیتمیدیم را به عمل آورند، یعنی دعاها و بخوراتی که در روز اول خمسهٔ مسترقه باید خواند و باید کرد در این پنج روز بکنند و خوانند و معرب آن فروردجان است. (برهان).
کلمات همقافیه با «فروردگان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر