معنی فروردجان
7 بازدید
[ فَ رْ وَ دَ ] (اِ مرکب) فروردین بود. (فرهنگ اسدی). معرب فروردگان است که خمسهٔ مسترقه باشد. (برهان ذیل فروردگان): کرد شاها مهرگان از دست گشت روزگار باغ را کوته دو دست از دامن فروردگان. ضمیری. رجوع به فروردگان و فروردیان شود.
کلمات همقافیه با «فروردجان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر