معنی فرودشدن
5 بازدید
[ فُ شُ دَ ] (مص مرکب) پایین رفتن. فرورفتن. فروشدن : اگر حلوای تر شد نام شیرین نخواهد شد فرود از کام شیرین.نظامی. رجوع به فروشدن شود.
کلمات همقافیه با «فرودشدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر