معنی فرودآرمیدن
5 بازدید
[ فُ رو رَ دَ ] (مص مرکب) فروآرامیدن. فرودآرامیدن. آرام گرفتن. || ماندن و استراحت کردن : به یک روز ره بر فرودآرمید ببد تا جهان پهلوان دررسید.اسدی.
کلمات همقافیه با «فرودآرمیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر