معنی فروتر نشستن
6 بازدید
[ فُ تَ نِ شَ تَ ] (مص مرکب) عقب نشستن. پائین تر نشستن. خاموش شدن : چو بشنید پاسخ فروتر نشست برو خیره شد مرد یزدان پرست.فردوسی.
کلمات همقافیه با «فروتر نشستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر