معنی فرهودی
12 بازدید
[ فَ ] (ص نسبی) منسوب به فرهود که پدر بطنی است. (منتهی الارب). رجوع به فرهود و فراهید شود.[ فَ ] (ص) کسی را گویند که در دین و ملت و مذهب خود راست و درست و راسخ باشد. (برهان). دساتیری است. (از حاشیهٔ برهان چ معین). || نیم سوز. نیم سوخته. رنگ بگردیده در مجاورت آتش. (ازیادداشتهای مؤلف).[ فُ ] (اِخ) لقب خلیل بن احمد است که منسوب به فرهود یا فراهید بوده و فراهید نام جد اوست. رجوع به فراهید شود.
کلمات همقافیه با «فرهودی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر