معنی فرهودن
6 بازدید
[ فَ دَ ] (مص) پرهودن. برهودن. رنگ بگردانیدن در مجاورت آتش. (یادداشت بخط مؤلف). رجوع به پرهودن شود.
کلمات همقافیه با «فرهودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر