معنی فرهادمیرزا
5 بازدید
[ فَ ] (اِخ) قاجار. معتمدالدوله پسر عباس میرزای قاجار ولیعهد فتحعلیشاه. هدایت نویسد: از بدایت شباب به کسب فضائل جد بلیغ و عزم راسخ داشت... بعد از رحلت والد بزرگوار و جلوس برادر کامکارش محمدشاه مأمور حفاظت سرحدات فارس و عراق شد و انتظامی تمام در آن بلاد ایجاد کرد و در لرستان و دیگر نواحی نیز گروهی از سرکشان را برانداخت. وی علاوه بر اشعار گوناگونی که دارد خلاصةالحساب شیخ بهایی را به فارسی شرح کرده است. کتاب نصاب انگلیسی نیز تألیف کرده که شامل دوهزار لغت است. نیز کتابی در جغرافیا موسوم به جام جم دارد که به نام ناصرالدینشاه است. (از مجمع الفصحاء ج ۱ ص ۴۶ به بعد). وی در سال ۱۳۰۵ هـ . ق. در تهران درگذشت و یک سال بعد جنازهٔ او را به کاظمین بردند و در مقبرهٔ مخصوص فرهادیه در باب المراد کاظمین به خاک سپردند. (از ریحانة الادب ج ۴ ص ۳۸ از مآثر و آثار ص ۱۹۵).
کلمات همقافیه با «فرهادمیرزا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زا» برای سرودن شعر