معنی فرموش شدن
5 بازدید
[ فَ شُ دَ ] (مص مرکب) از یاد رفتن. فراموش شدن : با لذت طعنهٔ تو دل را فرموش شد آرزوی مرهم.خاقانی. رجوع به فرموش و فرمش شود.
کلمات همقافیه با «فرموش شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر