معنی فرموشیدن
5 بازدید
[ فَ دَ ] (مص) فراموشیدن. فراموش کردن. (یادداشت به خط مؤلف): که شهر و راه مینو را مفرموش سخنهایم به گوش دلت بنیوش. فخرالدین اسعد. نفرموشم ز دل یاد تو هرگز نه روز رزم و نه روز هزاهز. فخرالدین اسعد. رجوع به فراموشیدن شود.
کلمات همقافیه با «فرموشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر