معنی فرمانگزار
5 بازدید
[ فَ گُ ] (نف مرکب) اجراکنندهٔ فرمان : بدندش سه سالار فرمان گزار یکی را سپرد از یلان صدهزار.اسدی. رجوع به فرمان گذار شود.
کلمات همقافیه با «فرمانگزار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر