معنی فرمانفرما
4 بازدید
[ فَ فَ ] (نف مرکب) فرمان روا. آنکه فرمان راند و حکم فرماید. مرادف حکم فرما. (یادداشت به خط مؤلف). فرمان روا. حاکم. آمر. مجری احکام. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «فرمانفرما»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ما» برای سرودن شعر