معنی فرمان‌بر

معنی فرمان‌بر

5 بازدید
[ فَ مامْ بَ ] (نف مرکب) فرمان بردار. مطیع. (یادداشت به خط مؤلف): عید تو فرخ و ایام تو مانندهٔ عید خلق فرمان بر و تو بر همگان فرمانران. فرخی. گویند که فرمان بر جم گشت جهان پاک دیو و پری و خلق و دد و دام رمارم. عنصری. فرمان برش بدند همه سیدان عصر افزون بدی جلالت قدرش ز حد و حصر. منوچهری. نه هر کاری خدایی را ز مردم مشورت باید نه هرگز هیچ پیغمبر کسی را گشت فرمان بر. قطران تبریزی. کآن بندهٔ ایزد است و فرمان بر مولای خدای را مدان مولا.ناصرخسرو. ز جن و انس و وحوش و طیور و دیو و پری شدند جمله مر او را مطیع و فرمان بر. ناصرخسرو. روا بود که از این اختران گله نکنم که بیگمان همه فرمان بران یزدانند. مسعودسعد. همه فرمان بران یزدانند تا ندانی که کارفرمایند.مسعودسعد. بت فرمان برش فرمان پذیرفت که دردی داشت کآن درمان پذیرفت. نظامی. زن خوب فرمان بر پارسا کند مرد درویش را پادشا.سعدی. همه کارداران فرمان برند که تخم تو در خاک می پرورند.سعدی. || عامل و حاکمی که به فرمان دیگری منصوب شود: به فرمان پذیری به هر کشوری نشانم جداگانه فرمان بری.نظامی. رجوع به فرمان شود.

کلمات هم‌قافیه با «فرمان‌بر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید