معنی فرفوز
6 بازدید
[ فَ ] (اِ) فرفور. با زاء منقوط و غیرمنقوط تیهو باشد. (فهرست مخزن الادویه). تیهو بود. (اسدی). همان فرفور است که تیهو باشد و آن مرغی است شبیه به کبک. (برهان). مصحف فرفور است به راء مهمله. (از حاشیهٔ برهان چ معین): ای که من بازم و تو فرفوزی من چو شاهینم و تو مرغابی.امیرمعزی.
کلمات همقافیه با «فرفوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر