معنی فرفوریوس
5 بازدید
[ فُ ] (اِخ) همان فرفریوس است که حکیمی بوده است جلیس اسکندر. (برهان). پنج قرن پس از اسکندر میزیسته. (از حاشیهٔ برهان چ معین): فلاطون و والیس و فرفوریوس که روح القدس کردشان دستبوس.نظامی. رجوع به فرفریوس شود.[ فَ ] (اِخ) نام یک سردار رومی. (ولف) (لغات شاهنامه): سواری سرافراز با بوق و کوس به رومیش خوانند فرفوریوس.فردوسی.
کلمات همقافیه با «فرفوریوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر