معنی فرفره
9 بازدید
[ فَ فَ / فِ فِ رَ / رِ ] (اِ) فرفر که زود و تعجیل و شتاب در کارها و گفته ها و نوشته ها باشد. || چرمی مدور که اطفال ریسمانی در آن گذارند و در کشاکش آورند. (برهان). هر بازیچه که با کشیدن یا به کمک باد بچرخد. (یادداشت به خط مؤلف): با بی قرار دهر مجوی ای پسر قرار عمرت مده به باد به افسون و فرفره. ناصرخسرو. رجوع به فرفر و فرفروک شود. || بادزن را نیز گویند. || کاغذپاره ای را هم گفته اند که طفلان بر چوبی تعبیه کنند و به دست گیرند و رو به باد بایستند تا باد آن را به گردش درآورد. (برهان).
کلمات همقافیه با «فرفره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر