معنی فرعونی

معنی فرعونی

4 بازدید
[ فِ عَ / عُو ] (ص نسبی) هر کس یا هر چیز که منسوب به فرعون پادشاه مصر باشد. (یادداشت به خط مؤلف). - فرعونی نسب؛ فرعونی. از خاندان فرعون. به کنایت ستمگر: خصم فرعونی نسب همچون زنان دوکدان در زیر ران خواهد نمود.خاقانی. || (حامص) تکبر و خودبینی و خودستایی. (ناظم الاطباء). همچون فرعون شدن در تکبر و خودبینی. خود را چون فرعون نمایاندن : در خدای موسی و موسی گریز آب ایمان را ز فرعونی مریز.مولوی. راه مصر در پیش گرفته و خیال فرعونی در سر. (گلستان). || (ص نسبی، اِ) قسمی کاغذ. (ابن الندیم). نام قسمی کاغذ در قدیم. (یادداشت به خط مؤلف). || نوعی الماس که سفید و شفاف مانند آبگینه باشد. (نزهةالقلوب). الماس را الکندی از نظر شفافی به جام فرعونی تشبیه کرده است. (از الجماهر فی معرفةالجواهر ابوریحان ص ۹۳). - جام فرعونی یا فرعونی جام؛ در کتاب لغتی خطی که نویسندهٔ آن معلوم نیست در ذیل کلمهٔ «طور سینا» نویسد که آینه یا جام فرعونی را از طور سینا آرند و گویا در شعر منوچهری منظور همین آینه یا جام باشد که میگوید: می دیرینه گساریم به فرعونی جام از کف سیم بناگوشی با کف خضیب. و نیز خاقانی بیتی دارد که : بده جام فرعونیم کز تزهد چو فرعونیان ز اژدها میگریزم. (یادداشت به خط مؤلف). - زجاج فرعونی. رجوع به مدخل زجاج فرعونی شود.

کلمات هم‌قافیه با «فرعونی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید