معنی فرعونوار
5 بازدید
[ فِ عَ / عُو ] (ص مرکب، ق مرکب) آنکه زور گوید و سرکشی کند یا خود را خداوند جهان خواند: فرعون وار لاف اناالحق همی زنی وآنگاه قرب موسی عمرانت آرزوست. سعدی.
کلمات همقافیه با «فرعونوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر