معنی فرضیات
6 بازدید
[ فَ ضی یا ] (ع اِ) واجبات. اموری که عمل به آنها فرض و واجب است. فرائض. رجوع به فرائض شود. || جِ فرضیه. حدسیات و چیزهایی که به گمان و قیاس و وهم بدانها پی میبرند. (ناظم الاطباء). رجوع به فرضیه شود.
کلمات همقافیه با «فرضیات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر