معنی فرس افگندن
8 بازدید
[ فَ رَ اَ گَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از ناتوان و مغلوب گردانیدن. (آنندراج). عاجز ساختن. (غیاث). به قیاس ربودن مهرهٔ اسب حریف است در شطرنج : فرس افگند جوش من نیل را رخ من پیاده کند پیل را.نظامی.
کلمات همقافیه با «فرس افگندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر