معنی فرس اصطرلاب
8 بازدید
[ فَ رَ سِ اُ طُ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) میخی باشد در وسط اصطرلاب قدری مرتفع از سطحهٔ عنکبوت قطب و اصطرلاب را بدان استوار کنند و آن مشابه باشد به شکل سر اسب. (آنندراج) (غیاث). و چون فرس از قطب بیرون آری عنکبوت و صفیحه ها جدا شوند و این صفیحه ها زیر عنکبوت باشند. (از التفهیم چ همایی ص ۲۸۹).
کلمات همقافیه با «فرس اصطرلاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر