معنی فرسی

معنی فرسی

5 بازدید
[ فَ سا ] (ع ص، اِ) جِ فَریس. (منتهی الارب). جِ فَریس، به معنی کُشته. (آنندراج). جِ فَریس، به معنی قتیل. (اقرب الموارد).
[ فُ سی ی ] (ع ص نسبی) فارسی. منسوب به فرس. (اقرب الموارد).
[ فُ سی ی ] (ع ص) گوژپشت. (اقرب الموارد).
[ فُ سی ی ] (اِخ) منصوربن حسن بن منصور الفرسی. متولد به سال ۶۱۷ هـ .ق. و متوفی به سال ۷۰۰ هـ . ق. / ۱۳۰۰ م. از ادبای یمن و از اعیان دبیران دستگاه مظفریه و صدر دولت مؤیدیه بود. و او را در معرفت ادب و کثرت محفوظات در آن سامان نظیری نبود. وی در جبله درگذشت. (از اعلام زرکلی ج ۳ ص ۱۰۷۳ از عقوداللؤلؤیة ج ۱ ص ۲۳۹).

کلمات هم‌قافیه با «فرسی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید