معنی فرسنهاده
5 بازدید
[ فَ رَ نِ / نَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) مغلوب و شکست خورده : دوران که فرس نهادهٔ تست با هفت فرس پیادهٔ تست.نظامی. رجوع به فرس و فرس نهادن شود.
کلمات همقافیه با «فرسنهاده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر