معنی فرزلة
7 بازدید
[ فَ زَ لَ ] (ع مص) بندی کردن کسی را. (منتهی الارب). در قید کردن. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فرزلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر