معنی واژه فرخندگی
6 بازدید
[ فَ خُ دَ / دِ ] (حامص) یمن. میمنت. فرخی. مبارکی. خجستگی. (یادداشت به خط مؤلف). خجستگی و میمونی. (آنندراج): بزرگی و شاهی و فرخندگی توانایی و فر و زیبندگی.دقیقی. به فرخندگی شاه فیروزبخت یکی روز برشد به فیروزه تخت. نظامی.