معنی واژه فرخنج
7 بازدید
[ فَ خَ ] (اِ) نصیب. بهر. بهره. قسم. قسمت. سهم. روزی. تمتع. (یادداشت به خط مؤلف). سود و نفع و حصه و نصیب. (برهان). نصیب باشد. (اسدی): مرا از تو فرخنج جز درد نیست چو من سوخته در جهان مرد نیست.اسدی. || عیش و طرب. || ناز و غمزه. || (ص) باطل و عبث و بی حاصل. (برهان).