معنی واژه فرخاردیس
6 بازدید
[ فَ ] (ص مرکب) چون فرخار. (یادداشت به خط مؤلف). مانا به شهر فرخار. (ناظم الاطباء). همچون فرخار در زیبایی و آرایش : یکی خانه کرده ست فرخاردیس که بفروزد از دیدن او روان.فرخی. در آن آرزوگاه فرخاردیس نکرد آرزو با معامل مکیس.نظامی.