معنی فرح

معنی واژه فرح

9 بازدید
[ فَ رَ ] (ع مص) شادمانی نمودن و فیریدن. (منتهی الارب). گشاده شدن دل به لذت عاجل. (از اقرب الموارد). شاد شدن. (ترجمان القرآن جرجانی). شاد شدن و دنه گرفتن. (تاج المصادر بیهقی) (مصادر زوزنی). || (اِمص) فیریدگی. (منتهی الارب). سرور. (اقرب الموارد). لذت حاصل در قلب از رسیدن به آنچه مورد تمایل بوده است. (تعریفات جرجانی). شادی. یکی از اعراض ستهٔ نفسانیه. (یادداشت به خط مؤلف). عشرت و طرب و شوخی. (ناظم الاطباء): مردی در حد بلوغ بر سر گنجی افتد که پدر از جهت او نهاده باشد، فرحی بدو راه یابد. (کلیله و دمنه). یک فرح را هزار غم سپس است که پس هر فرح غم است هزار.خاقانی. در فرح زانم که همچون غنچه من این قدح سر در گریبان خورده ام.عطار. - فرح افزا؛ آنچه شادی را بیفزاید. (یادداشت به خط مؤلف). فرح افزای. - فرح افزای؛ فرح افزا: گر خون دل خوری فرح افزای میخوری ور قصد جان کنی طرب انگیز میکنی. سعدی. - فرح انگیز؛ کسی یا چیزی که موجب شادی و سرور گردد. - فرح بخش؛ آنچه خاطر آدمی را شادی بخشد: این چه بویی است فرح بخش که تا صبح دمیدوین چه بادی است که از جانب صحرا برخاست. سعدی. عالم از نالهٔ عشاق مبادا خالی که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد. حافظ. کنون که میدمد از بوستان نسیم بهشت من و شراب فرح بخش و یار حورسرشت. حافظ. - فرح فزای؛ فرح افزای. - فرح ناک؛ آنچه با شادی همراه بود. - فرح یافتن؛ شاد شدن : بیفکندم و روی برتافتم وز آن پاسبانی فرح یافتم.سعدی. || (اِ) نزد اهل رمل نام شکلی است. (از کشاف اصطلاحات الفنون ج ۲ ص ۱۱۰۵).
[ فَ رِ ] (ع ص) شادان و فیرنده. (منتهی الارب). فارح. (اقرب الموارد). رجوع به فارح شود.
[ فَ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان فلارد بخش لردگان شهرستان شهرکرد، واقع در ۴۸هزارگزی جنوب خاوری لردگان و سی هزارگزی راه عمومی. ناحیه ای است واقع در جلگه و معتدل که دارای ۱۳۳ تن سکنه است. از چشمه مشروب میشود. محصولاتش غلات، برنج و کتیرا است. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. هنر دستی زنان گلیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ فَ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان نیگنان بخش بشرویهٔ شهرستان فردوس، واقع در پنجاه هزارگزی شمال باختری بشرویه و ۱۲هزارگزی شمال باختری نیگنان. ناحیه ای است واقع در دامنه و گرمسیر که دارای ۱۴ تن سکنه است. از قنات مشروب میشود. محصولاتش غلات، پنبه و ارزن است. اهالی به کشاورزی و کرباس بافی گذران میکنند. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ فَ رَ ] (اِخ) ابن ابی بکربن فرح ارموی، مکنی به ابی الروح. از مردم ارومیه و فقیهی فاضل و صالح بود. در نوغان طوس نزد شیخ محمدبن ابی العباس فقه آموخت. من [ یعنی سمعانی ] او را در آنجا دیدم و با من از ابی سعد ناصربن سهل بغدادی و محمدبن ابی سعدبن حفص نوغانی تفسیر ثعالبی را استماع کرد. (از انساب سمعانی).
[ فَ رَ ] (اِخ) ابن انطون بن الیاس انطون. نویسنده ای محقق بود. در طرابلس تولد یافت و همانجا به تحصیل پرداخت و در سال ۱۳۱۵ هـ .ق. به اسکندریه رفت و سرپرستی مجلهٔ «الجامعه» را به عهده گرفت و شش سال هم نویسندهٔ «صدی الاهرام» بود و نیز مجله ای به نام «السیدات» منتشر کرد. در ۱۳۲۵ هـ .ق. به امریکا رفت و در آنجا مجلهٔ الجامعه را دوباره انتشار داد و اندکی بعد آن را تعطیل کرد و به مصر بازگشت و باز تا پایان عمر انتشار «الجامعه» را ادامه داد. از آثار اوست: ۱- مجلهٔ الجامعه، در شش دوره. ۲- فلسفهٔ ابن رشد. ۳- تاریخ مسیح، ترجمه از فرانسه. و تعدادی کتب روایت و داستان. وی مردی بود دارای عزت نفس و نرمی خوی و در عمل سریع و به اندک قانع بود. او را در نهضت مصر دستی بود. درگذشت وی به سال ۱۳۴۰ هـ .ق. / ۱۹۲۲ م. اتفاق افتاد. (از اعلام زرکلی از مجلة السیدات و الرجال).
[ فَ رَ ] (اِخ) تکتوک. از قبیلهٔ بطاحین از اعراب سودان است. او در شمار بزرگان شعرای سودان و از مشاهیر عصر خود بود. شعرش نیکوست. درگذشت او به سال ۱۰۱۷ هـ .ق. / ۱۶۰۸ م. اتفاق افتاد. (از اعلام زرکلی از شعراءالسودان ص ۲۶۰).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید