معنی فراکرده
6 بازدید
[ فَ کَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) فرازکرده. بسته : اعور گفت: مرا بدان می آوری که چشم فراکرده باز کنم و در بسته گشایم؟ (تذکرةالاولیاء عطار). رجوع به فراز و فراز کردن شود.
کلمات همقافیه با «فراکرده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر