معنی فرامشکار
6 بازدید
[ فَ مُ ] (ص مرکب) آنکه فراموش کند. (آنندراج). فراموشکار. فرامشتکار: چو از شکرش فرامشکار گردیم بمالد گوش تا بیدار گردیم.نظامی. و رجوع به فرامش و فرامشتکار و فراموشکار شود.
کلمات همقافیه با «فرامشکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر