معنی فراقنامه
5 بازدید
[ فِ / فَ مَ / مِ ] (اِ مرکب) نامه ای که در آن شرح جدایی از دوست بود: فراق نامهٔ سعدی به هیچ گوش نیامد که دردی از سخنانش در او نکرد سرایت. سعدی. فراق نامهٔ سعدی عجب که در تو نگیرد و إن شکوت الی الطیر نحن فی الوکناتی. سعدی. رجوع به فراق شود.
کلمات همقافیه با «فراقنامه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر