معنی فراغ افتادن
5 بازدید
[ فَ اُ دَ ] (مص مرکب) رها شدن. رهیدن. آسوده شدن : چون از ذکر انساب و تواریخ فرس فراغ افتاد... (فارسنامهٔ ابن بلخی). رجوع به فراغ شود.
کلمات همقافیه با «فراغ افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر