معنی فراغه
6 بازدید
[ فُ غَ / غِ ] (اِ) قلم پاک کن. (آنندراج). قطعه ای از ابریشم سیاه که قلم را بدان پاک کنند. (ناظم الاطباء).[ فَ غِ ] (اِخ) دهی است از بخش ابرقو شهرستان یزد، واقع در ۲۵هزارگزی جنوب باختر ابرقو، متصل به جادهٔ صدیق آباد به ابرقو. ناحیه ای است واقع در جلگه و معتدل که دارای ۴۰۵ تن سکنه است. از قنات مشروب میشود. محصولاتش غلات، پنبه و تره بار است. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. هنر دستی زنان قالی بافی است. راه فرعی و دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰). نام محلی کنار جادهٔ یزد و سورمق که میان گردنهٔ اطاق و ابرقو قرار دارد و دوری آن از یزد ۲۳۳هزار گز است. (یادداشت به خط مؤلف).
کلمات همقافیه با «فراغه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غه» برای سرودن شعر