معنی فراغنه
5 بازدید
[ فَ غِ نَ ] (اِخ) جِ فرغانی. فرغانیان: المستعصم خلیفهٔ عباسی گروهی از مردم سمرقند و اسروشنه و فرغانه را برای خدمت در سپاه خود گرد آورد و آنها را فراغنه (فرغانیان) نامید. (از تاریخ تمدن اسلامی جرجی زیدان). رجوع به القفطی ص ۲۰۰ شود.
کلمات همقافیه با «فراغنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر