معنی فراشخانه
6 بازدید
[ فَ رْ را نَ / نِ ] (اِ مرکب) سرایی یا اطاقی که فراشان دربار در آن گرد آیند و منتظر اوامر مانند: بیست رطل خوردنی و شراب خاصه ندیمان را و بیست رطل از بهر بیت الشراب و فراشخانه و شستن اوانی را. (مجمل التواریخ و القصص). رجوع به فراش شود.
کلمات همقافیه با «فراشخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر