معنی فراشبند
5 بازدید
[ فَ رْ را بَ ] (اِ) بنای کوچک گنبددار متعلق به عهد اشکانیان. || نقاط اطراف بنای کوچک گنبددار. (فهرست تاریخ صنایع ایران).[ فَ رْ را بَ ] (اِخ) قصبهٔ مرکزی دهستان فراشبند از بخش مرکزی شهرستان فیروزآباد، واقع در ۵۶هزارگزی باختر فیروزآباد، کنار راه فرعی کازرون به فراشبند. ناحیه ای است واقع در جلگه و گرمسیر که دارای ۳۴۴۷ تن سکنه است. از چاه مشروب میشود. محصولاتش غلات و خرما است. اهالی به کشاورزی و باغداری و کسب گذران میکنند. این قصبه در حدود ۲۰ دکان و یک دبستان چهارکلاسه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ فَ رْ را بَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای هفتگانهٔ بخش مرکزی شهرستان فیروزآباد. حدود و مشخصات آن به قرار زیر است: از شمال دهستان جرهٔ بخش کازرون، از خاور دهستان حومهٔ فیروزآباد و کوههای کل و فرقه، از جنوب دهستان اربعه پائین، از باختر ارتفاعات خاوری خورموج و گردنه صندلی. جای دهستان جلگه است. این دهستان در شمال باختر بخش واقع گردیده، هوای آن گرم و خشک است و آب مشروب و زراعتی آنجا از چاه و چشمه و قنات تأمین میشود. محصولاتش غلات، خرما، برنج، تنباکو و لبنیات است. اهالی به کشاورزی و باغبانی و گله داری گذران میکنند. از ۱۲ آبادی تشکیل شده و دارای ۷۰۰۰ تن سکنه است و قراء مهم آن عبارتند از فراشبند (مرکز دهستان)، آویز و نوجین. راه ارتباطی دهستان با فیروزآباد فعلاً مالرو و با کازرون اتومبیل رو است. از ایل قشقائی طوایف: عمله، اردکپان قتلو، گله زن اوغری، صفی خانی، چهاربنیجه، کره کانی، گله زن نمسری، رحیمی و مغانلو در این دهستان قشلاق میکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «فراشبند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر