معنی فراز شدن

معنی فراز شدن

7 بازدید
[ فَ شُ دَ ] (مص مرکب) نزدیک شدن : هر دو سپاه به یکدیگر فراز شدند و یک زمان حرب کردند. (ترجمهٔ تاریخ طبری). خسرو گیتی مسعود، که مسعود شود هرکه یک روز شود بر در او باز فراز. فرخی سیستانی. چون بر اهل شهر باز شدند برشان دیگران فراز شدند.سنایی. || بسته شدن : در جنگ هر دو سپه شد فراز به سوی سپه پهلوان گشت باز.اسدی. گر گنه کردی در او هست باز توبه کن کاین در نخواهد شد فراز.عطار. || باز شدن و گشوده گردیدن : سفرهٔ جود ورا تا بازگستردند، شد بخل را ز آژنگ ابرو چهره چون سفره فراز. سوزنی. رجوع به فراز شود.

کلمات هم‌قافیه با «فراز شدن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید