معنی فرازی
7 بازدید
[ فَ ] (حامص، اِ) بلندی. سربالائی : بدو گفت کای ریمن پرفریب مگر کز فرازی ندیدی نشیب.فردوسی. باز باید شدن از شر به سوی خیر به طبع کز فرازی سوی پستی چو به طبع آمده باز. ناصرخسرو (دیوان چ تقوی ص ۲۰۲). رجوع به فراز شود.
کلمات همقافیه با «فرازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر