معنی فرازانیدن
6 بازدید
[ فَ دَ ] (مص) فراختن آتش. (یادداشت بخط مؤلف): بگوی تا بفروزند و برفرازانند بدو بسوزان دی را صحیفهٔ اعمال. منجیک ترمذی. رجوع به فراختن و فراز شود. || بالا بردن. رجوع به فرازیدن شود.
کلمات همقافیه با «فرازانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر