معنی فراخ کردن
8 بازدید
[ فَ کَ دَ ] (مص مرکب) گشاده کردن. || بزرگ کردن بنایی یا محوطه ای : مسجد مدینه رسول بفرمود تا فراخ کردند و عمارتش بیفزود. (مجمل التواریخ و القصص). || باز کردن در. گشودن. فراز کردن. مفتوح کردن. (زمخشری).
کلمات همقافیه با «فراخ کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر