معنی فراخ شدن
7 بازدید
[ فَ شُ دَ ] (مص مرکب) اتساع. (مصادر اللغهٔ زوزنی) (منتهی الارب) (آنندراج). انفساح. اندماج. (تاج المصادر بیهقی). || آسان شدن کار: بر اهل خراسان فراخ شد کار امروز که ابلیس میزبان است.ناصرخسرو. رجوع به فراخ شود.
کلمات همقافیه با «فراخ شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر