معنی فراخویش
6 بازدید
[ فَ خویشْ / خیشْ ] (ق مرکب) بخود. معمولاً با فعلی همراه آید: نه پدر کار پسر میتوانست ساخت نه خویش فرا خویش میرسید. (جهانگشای جوینی). رجوع به «فرا» شود.
کلمات همقافیه با «فراخویش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر