معنی فراخسر
5 بازدید
[ فَ سَ ] (ص مرکب) دهن گشاد از شیشه و مانند آن : در شیشه ای فراخ سر کنند و روز اندر آفتاب و شب اندر جای گرمی نهند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). رجوع به فراخ دهن شود.
کلمات همقافیه با «فراخسر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سر» برای سرودن شعر