معنی فراخدو
6 بازدید
[ فَ دَ / دُو ] (نف مرکب) تیزرو. مرکبی که راههای دور رود و گامهای بزرگ بردارد: اسب فراخ دو. (یادداشت بخط مؤلف). رجوع به فراخ رو شود.
کلمات همقافیه با «فراخدو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دو» برای سرودن شعر