معنی فراخدهن
5 بازدید
[ فَ دَ هَ ] (ص مرکب) کنایت از پرگوی و بی صرفه گوی است. (از آنندراج). بسیارگو و بدزبان. (انجمن آرا). اوسق. (منتهی الارب). بسیارگو و پوچ گو و هرزه چانه و بدزبان. (برهان). رجوع به فراخ دهان شود.
کلمات همقافیه با «فراخدهن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هن» برای سرودن شعر